اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
از بزرگی نقل شده که سبب بیداری او از خواب غفلت و کوشش در تحصیل معرفت و بندگی، کلام غلامی بود. روزی در بازار برده فروشان غلامی را دید و خواست آن را بخرد. پس نزد او آمد و گفت نام تو چیست؟!
غلام گفت: هر چه بخوانی. پرسید: تو را بخرم؟ گفت: اگر بخواهی . پرسید: خوراک تو چیست؟ گفت: هر چه بخورانی ؛ پرسید: لباست چیست؟ گفت: هر چه بپوشانی ، از مسکنش پرسید گفت هر جا که دهی.
گفت : ای غلام! این چه جوابهایی است که می دهی؟
غلام گفت: آقا! غلام را با خواست چکار؟! آن شخص متنبه شد و بر سر خود زد و گفت ای کاش در عمرم یک روز با مولای حقیقیم این طور بودم .
---
١.قلب سلیم